
|
بسمه تعالی
بالاخره قلب شیر خودشو نشون داد!
پ.ن:چقدر گریه کردم!چقدر صلوات فرستادم!چقدر در وقت اضافه هم امیدوار بودم! پ.ن:یه غلطی کردیم گفتیم اگه قهرمان بشه همه مهمون من!!حالا فردا یه مهمونی به میزبانیه بنده به راه! پ.ن:خیلی خوشحالم!از ته ته قلب خودم به اندازه خوشحالی قلب شیر! پ.ن:افشین امپراطور که میگفتن این بود ها..!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط نرگس
|
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ |
||