تبليغاتX
یه جمع دوستانه -

 
 
                                                      بسمه تعالی

امروز زبان فارسی داشتیم!

نسبت به بقیه عالی دادم!

ببین مریم همیشه نمره هاش خوبه دیگه!بعد امروز ما هی بعد امتحان برگه هامون رو با هم چک میکردیم.بعد هر یکی که میخونیدم هی مریم میگفت وایییی!بعد همین طور که تو راه میرفتیم هی میگفتیم... هی مریم دستشو میگرفت جلو صورتش میگفت وای!بعد دیگه یکی دیگه رو که گفتم من...دیگه کار از وای گذشته بود!یهو نشست وسط خیابون گریه همین طور!منو میگی خندم گرفته بود!:مریم پاشو ماشین میاد الان!بعد یه ماشینه اومد مریم همین طور نشسته بود.مگه پا میشد؟!!؟؟بعد راننده ی ماشینه به مریم گفت:غصه نخور یا خودش میاد یا خبرش!!مریمو میگی میخواست بزنه لهش کنه!اصلا اعصاب نداشت دوستم!

خلاصه که اینگونه بود امتحان ما!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط نرگس  | 

_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _